مسيح ذبيحى

170

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

منزل هفتم از علت به ارسينك‌رو راه امروز خيلى خوب بود . تماشا و منظر مفرّح داشت . از درّهء چالوس كه گذشتيم داخل جنگل معتبر شديم و همه جا از وسط جنگل مىرفتيم . ارتفاع زمين آنجا از سطح دريا قريب يك هزار و سيصد الى يك هزار و پانصد ذرع است . اين جنگل خيلى شبيه است به جنگل انگلستان . درختهاى بلوط زياد دارد . بعد از آنكه از جنگل خارج شديم به قدر يك هزار ذرع راه سرپايين آمديم و از رودخانه‌اى كه از فيروز آباد جارى است عبور نموديم . فيروز آباد ده خرابه‌اى است كه در پاى كوه پلار واقع شده . اراضى آنجا از جنگل پوشيده است و بجز قلّهء كوه پلار چيزى نمايان نيست . بعد به قريهء دشت نظير « 1 » رفتيم . اين ده خيلى معتبر است . اهل آنجا همه مشغول خرمن كوبى و جمع آورى زراعت بودند . در دهات عرض راه كه ما از آنجا عبور نموديم اين مطلب را دقّت كرديم و ديديم كه بجز رعاياى قريهء ولى آباد رعيتهاى تمام اين دهات لباس خوب داشتند و همه سمين و فربه بودند و اين فقره دليل بر آنست كه رعاياى مملكت ايران آسوده و نيك‌بخت و متموّل هستند . اگر در بعضى دهات رعيّت فقير و بىچيز باشند بلاشك يك سبب خارق العاده دارد ، يا آنكه به واسطهء آنست كه حاكم ظالمى داشته‌اند . اين مسئله محقّق است كه زندگانى رعاياى ايران به اعلى درجه بهتر است از زندگانى رعيّت فقير و زحمت‌كش ايرلند و رعاياى آلمان و رعاياى روس . / 224 / از دشت نظير « 2 » از كنار رودخانهء پجل به ارسينك‌رو كه در محل تقاطع دو نهر بزرگ واقع است رفتيم و شب را در آنجا توقّف نموديم . ما يحتاج از دشت نطير آوردند . از ارسينك‌رو راه دوتا مىشد . يكى از راه كجور كه در سمت شرقى واقع بود و ديگرى از راه ميخ‌ساز واقعه در سمت جنوب ، ما مخيّر بوديم كه هر كدام راه را كه مىخواهيم برويم . به واسطهء تحقيقات جغرافيايى راه ميخ‌ساز را انتخاب نموديم . منزل هشتم از ارسينك‌رو به ميخ‌ساز در حركت از ارسينك‌رو از راه قدرى منحرف شديم و به قريهء پجل كه ده معظمى است و در سر راه كجور واقع است رفتيم . و بعد از يك صحراى وسيع مزروع عبور نموده از يك

--> ( 1 ) . اصل : دشت نظر . ( 2 ) . اصل : دشت نظر .